s
موضوع سخنرانی : نشانه ها و درمان نفاق
عنوان بخش : مقدماتي در مورد نفاق
کلمات کلیدی :

دقيقه 0 تا 5

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم.

1- عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بزرگواران. خب ما جلسه... يعني 4 جلسه قبل پيرامون نفاق صحبت کرديم. گفتيم ما يک معناي خيلي عادي از نفاق داريم که به معني دورويي و رياييه که يک عده‌اي به عنوان يک لباس و يک پوشش اتخاذ مي‌کنن براي خودشون و خودشون رو در صف مسلمانان مي‌گنجونن. عرض کرديم اين خيلي برداشت ساده‌اي از نفاقه؛ چون که ما در روايات يه سري صفات و خصلت‌هايي رو مي‌بينيم که اين‌ها خصلت‌هاي منافقانه. در منافق‌ها خيلي جدي و پررنگه، متأسفانه در برخي از مؤمنين که ايمانشون چيه؟ ضعيفه، رسوخ مي‌کنه. بايد در نطفه اين‌ها رو خفه بکنيم؛ و الا مي‌دونيد ديگه! حضرت امير(ع) مثلاً وقتي در مورد خوارج از ايشون مي‌پرسيدن که: «اين‌ها چي‌ان؟» حضرت(ع) مي‌فرمودند: «اين‌ها نه مشرک‌اند نه منافق. اين‌ها ياغي‌اند که از دين خروج کردند». بعد مي‌گن: «چرا؟» مي‌گن: «چون اين‌ها از شرک خارج شدند، از طرف ديگه هم منافق نيستن». مي‌گن: «چرا؟» مي‌گه: «به خاطر اين که ذکر زياد مي‌گن. اين‌ها صبح تا شب دارن قرآن مي‌خونن و توي چي‌اند؟ نمازند»؛ چون يکي از نشونه‌هاي منافق اينه که اهل ذکر خدا نيست، عبادت سريع خسته‌اش مي‌کنه. چون عبادت يک وسيله است ديگه. يک وسيله‌اي است که بهش تمايلي هم نداره؛ فقط مي‌خواد به هدفش برسه. يعني يارو مثلاً مي‌بينه يک جايي ريش گذاشتن به نفعه ريش رو گذاشته، از ريش خوشش نمياد. بعد مي‌بينه اون هدفي که مي‌خواد مثلاً برسه يه خرده طولاني شد، بعد يه خرده سختش مي‌شه. داره يه نمازي مي‌خونه جلوي يک نفر داره کشش مي‌ده با اون نماز حال نمي‌کنه! متوجهي چي مي‌گم؟ يعني اينجوريه.

حضرت امير(ع) از اين حيث بررسي کرد و الا همونطور که عرض کردم کفر و شرک و نفاق، ريشه‌اش يکيه و توي ظلمته و اين طرف هم توحيده، ولايته، اهل بيته. روايت داريم از امام صادق(ع) مي‌فرمايد که: «اين‌ها همه نورند»، امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «صلاه توي قرآن ماييم، روزه ماييم، حج ماييم، ذکر ماييم. دشمنانمون...» (همين چيزهاي بد رو مي‌گه). حضرت مي‌فرمودن: «...رجس‌اند، بول‌اند، غائط‌اند، مدفوع‌اند». مي‌گن يعني اين چيز‌هايي که توي قرآن اشاره شده؛ (اسمش رو مي‌گن) «...اين‌ها هم دشمنان ما اند». يعني ببينيد! اين الفاظ شکل في الواقع؛ مثلاً مدلي که بيان شده، مثل همون عرض کردم نوري که مي‌تابه، به منشور بستگي داره چه جوري جلوه کنه. بله در برخي از آدم‌هايي که به سمت ظلمت رفتن؛ به شکل نفاق و شرک و کفر و فسق و عصيان و اين‌ها... ببينين! قرآن از کساني که جلوي اميرالمؤمنين(ع) ايستادن؛ 3 دسته مي‌کنه اين‌ها رو. خود حضرت امير(ع) رو مي‌گه ايمان، آيه قرآنه ها! بعد اون 3 تا رو مي‌گه «الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ» (حجرات/7) کفر، فسوق، عصيان. جالبه که اولي و سومي‌ رو مفرد مي‌گه، دومي‌ رو جمع مي‌بنده! کفر مفرده، عصيان مفرده؛ اما واژه دوم رو نمي‌گه فسق؛ مي‌گه چي؟ فسوق؛ يعني جمع بود. خب؟ يه اشارات داره.

علي اي حال؛ ما يک سري از نشونه‌ها رو گفتيم. رسيده بوديم توي نشونه‌هاي اخلاقي و اين که بايد عرض هم کرديم، اين‌ها نمي‌خوايم بريم باهاش کسي رو پيدا کنيم بگيم تو منافقي! آهان فهميدم. نه! مي‌خوايم خودمون رو بررسي کنيم. «أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي». دارم خودم رو مي‌گم و خودتون. ان‌شاءالله که مفيد فايده واقع بشه.

اين دوستاني که ميان رد مي‌شن جلوي دوربين، من مي‌بينم اين فيلمبردار بنده خدا هي مي‌خواد بزنه توي سرش ديگه! موهاش رو کند! آره. عيبي نداره آقا! ما ديگه، بايد تدوينگر هي بره روي اين دوربين، هي بياد روي اين دوربين، عيبي نداره. خيره ان‌شاءالله؛ تا باشه از اين رفت و آمد‌ها باشه.

خب تا خوش‌رويي مؤمن اومديم و چي؟ به قولي شوخ و شنگ بودن مؤمن. عين روايت پيامبر(ص) بود. تحف العقول، صفحه 49 که مؤمن «دَعِبٌ لَعِبٌ» است و اين کساني که به اسم ايمان اخمواند، يه لبخند ازشون نمي‌بيني! بعضي موقع‌ها اين به اين معني نيست که طرف لوده باشه‌ ها! بعضي‌ها ديگه شورش رو در ميارن؛ لوده‌اند. به هر وسيله‌اي با مسخره کردن مردم مي‌خوان... اون‌ها نه! مؤمن کسي رو مسخره نمي‌کنه اما خوشحاله، مي‌گه، مي‌خنده، شوخه و برون‌گرا. اين ويژگي مؤمنه و عرض کرديم اين‌هايي که الکي خوش‌اند رو خود خدا ردشون کرده. قرآن يکي از دلايلي که قارون رو پس مي‌زنه مي‌گه چي؟

دقيقه 5 تا 10

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ» (قصص/76)‌؛ «خدا الکي‌خوش‌ها رو دوست نداره». فرح يعني کسي که شادي از سر غرور داره. اين‌ها اون نکاتيه که توي عقل انسان شکل مي‌گيره، آرام آرام چي مي‌شه؟ رشد پيدا مي‌کنه. اينطور نيست به اين سادگي‌ها ما بتونيم مثلاً فکر کني، باهاش کنار بياي.

شما... يک مثالي من براي، توي بعضي از سخنراني‌ها زدم و خوبه اينجا خدمت شما بزرگواران حلش بکنم اينه که شما مي‌بينيد که يه نفر مي‌خوره زمين بعضي‌ها مي‌خندن! خود ما هم مي‌خنديم. مثلاً همين شبکه نسيم، الآن اين نوع طنز يه خرده کم شده، قبلاًها خيلي بيشتر بود. کلاً کليپ‌هايي پخش مي‌کرد، ملت با دوچرخه مي‌خورن زمين، با پوز مي‌خوره توي ديوار، اون يکي در...، ملت هم هِرهِر کِرکِر مي‌خندن! بابا يه بلايي سر يک بنده خدا اومده چرا مي‌خندي؟ چرا مي‌خنديم؟ به خاطر اين که غريزي فکر مي‌کنيم. انسان سريع خودش رو مي‌ذاره جاي طرف، هر اتفاقي مي‌افته خودش رو اونجا فرض مي‌کنه؛ تا يه حادثه‌اي رو مي‌بينه مي‌گه عجب! انگار اين حادثه براي خودش اتفاق افتاده. خب؟ مثلاً مي‌بينه طرف دستش شکست، ناخودآگاه دستش رو مي‌بره سمت دست خودش. دست خودش رو محکم مي‌گيره، همونجا. يه چيزي توي سر يکي مي‌خوره اين دستش رو مي‌بره روي سرش؛ يعني خودش رو جاي چي؟ او مي‌ذاره. وقتي... اين مرحله يکه، توي صدم ثانيه اين اتفاق مي‌افته توي مغز. مرحله دو مي‌گه نه! خب الحمدلله اين سر من نيومد؛ خوشحال مي‌شه. روانشناس‌ها مي‌گن دليلش اينه. خب اما يه آدمي‌ که به عقل، خوب رجوع مي‌کنه، غريزه رو قشنگ کنترل مي‌کنه، مي‌بينه از ديدن همچين صحنه‌هايي خنده‌اش نمي‌گيره. اين چي شد؟ اين تغيير کرده؛ متوجهيد؟ ما مي‌خوايم اون اتفاق بيفته؛ يعني بايد زحمت بکشيم.

اطلاعات بخش
فایل ویدئو : دانلود - پخش آنلاین ویدئو فایل صوتی : دانلود - پخش آنلاین صوت
تعداد بازدید : 104 شماره بخش : 1
آیات قرآنی : حجرات (7) قصص (76)
بخش ها

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/13
مکان : تهران

نشانه ها و درمان نفاق

زمان : 1394/01/06
مکان : تهران، حسينيه جواهري

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/11
مکان : تهران

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/12
مکان : تهران