s
عنوان بخش : شأن حضرت زهرا(س)؛ غضب فاطمه(س) = غضب خدا
کلمات کلیدی :

دقيقه‌ي 0 تا 5

اَللهمَ صَل عَلي فاطمَه وَ اَبيها وَ بَعلِها وَ بَنيها وَ سِرِّ المُستودِعِ فيها بِعَدَد ما اَحاط َبِه عِلمُک.

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ اللَّعينِ الرَّجيم.

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم.

1- عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما برادران و خواهران بزرگوار. از اينکه در خدمتتون هستيم خداوند متعال رو شاکريم. تسليت عرض مي‌کنيم فرارسيدن ايام سوگواري حضرت زهرا(س) رو خدمت شما عزيزان. خب ما ديشب يکي از شبهاتي که در رابطه با اهل بيت(ع) وجود داشت بررسي کرديم و عرض کرديم که ريشه‌اش باز به همين فاطميه برمي‌گرده. و امشب هم يکي ديگه از اين شبهات رو بررسي خواهيم کرد. بنامون هم بر اين بود که جلسه دو بخشي باشه. يعني يک بخش شبهات رو بررسي کنه، يک بخش هم ايجابي در مورد فضايل حضرت زهرا(س) صحبت بشه.

ديشب در رابطه با نام‌گذاري فرزندان اهل بيت(ع) شبيه به کُنيه يا نام‌هاي برخي از خلفا صحبت شد و دلايلي رو آورديم که حالا نه به عنوان اينکه حالا خودم چون اين بحث رو داشتم طرح مي‌کردم خير، از اين جهت که حقيقتي که هست فکر کنم 10، 12 تا دليل آورديم. اين‌ها همه‌اش بالاخره متقن بود براي کسي که بخواد حقيقت رو بپذيره.

امشب هم يکي ديگه از اين شبهات رو بررسي مي‌کنيم. اين شبهه حالا خيلي مستقيم‌تر با فاطميه ارتباط داره. يعني در واقع تمام اين بحث‌هايي که مطرح مي‌شه در راستاي اينه که اين ماجرا سرپوش گذاشته بشه. يعني چون اين ماجرا به هيچ وجه قابل مسامحه نيست. به هيچ وجه قابل توجيه هم نيست. يعني شأن حضرت زهرا(س) کاملا مُسجله. هيچ يک از اهل سنت، شيعه، هيچ کس قائل نيست که زني بر روي کره زمين وجود داشته و خواهد داشت و قبل از حضرت زهرا(س) بوده که مقامي بالاتر از حضرت زهرا(س) داشته باشه. هيچ کس، همچين اعتقادي رو نداره. چه در زمين چه در بهشت. فلذا يک معياره ايشون. يک خطِّ نشونه. يک خط‌کشي که مي‌شه سنجيد با اون. يعني مبنا ايشونه. رفتارهاي ديگه بر مبناي ايشون سنجيده مي‌شه.

خب در صدر اسلام يک اتفاقاتي افتاده. عرض کرديم که در مشهد، ما 3 جلسه اون موقع بررسي کرديم. جلسه بصيرت فاطمي اونجا صورت گرفت. برخي هم چون پذيرفتن چون قابل کتمان نيست مثل ابن‌تيميه حراني. ابن‌تيميه سلفيِ وهابي اصلا پدرِ وهابيته. ولي واقعاً همين رو بايد گفت وهابي. بنيان‌گذار فکري اين‌هاست. اون مي‌گفتش که بله حمله کردند، تو هم رفتند! توي منهاج السنة مي‌گه. منتها چون اين علي(ع) و فاطمه(س) يک سري از اموال بيت‌المال رو برداشته بودند توي خونه‌شون قايم کرده بودند، اين‌ها رفتند ببينند اونجا هست، نيست؟ چه جوريه؟ و ديگه اين ماجرا اتفاق افتاد. يعني مي‌خواد بياد درستش کنه يعني ناصبي يعني همين ديگه. ناصبي‌ها مي‌گن: «حالا مثلاً اين اهل بيت کي‌اند؟ چرا بايد اين‌ها بالاتر باشند؟» نمي‌تونند برتابند. يعني احساس حسادت دارند. مصداق همين آيه شريفه‌ااند: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ» (نساء/54) اين‌ها حسادت مي‌کنند که چرا خدا به آل ابراهيم اين ويژگي‌ها رو داده. خب خدا دوست داشته.

حضرت ابراهيم(ع) پيامبر هست يا نه؟ بله. پسرش پيامبر هست يا نه؟ اسحاق. حالا به اسماعيل(ع) کار نداريم. پسرش پيامبر هست يا نه؟ يعقوب(ع). پسرش پيامبر هست يا نه؟ بله. ارثيه پيامبري؟ نخير. خدا دوست داره به آل ابراهيم(ع) پيامبري بده. اصلاً شما بني‌اسرائيل رو نگاه کني همين جور پدر- پسر، پدر - پسر همين طوري پيامبري بهشون داده شده. بعضي‌ها اين رو مطرح مي‌کنند چرا اهل بيت(ع) اين‌ها مثلاً پدر، پسر امام‌اند؟ سابقه داشته. خدا هم مي‌گه: «دلم خواسته اين کار رو در مورد آل ابراهيم انجام بدم.» قرآن مي‌گه: «ببينم تا چشم‌هاتون درآد. حسادت مي‌کنيد؟ «عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ» (نساء/54) که چرا خدا از فضلش به کسي يک چيزي داده؟ به شما چه؟»

 توي مشهد هم دو جلسه بعدش همين فاطميه اول صحبت کرديم. اون مال 3 سال پيش بوده اون بصيرت فاطمي. اين هم در مورد فضايل حضرت زهرا(س) آيه‌ي نور و آيه‌ي ظلمت و اين‌ها يک صحبت‌هايي شد. اون رو حتما گوش کنيد. من حتي خدا شاهده بعد اين سخنراني پشيمون هم شدم از حرف‌هايي که توي اون جلسه زده بودم ها! چون يک سري مطالبي بسيار مهم در جلسه‌اي گفته شد که عوام حضور داشتند. من توهين به عموم مردم نمي‌کنم اما بايد دسته بندي باشه بالاخره. يعني يک سري بحث‌هايي شايد يک جايي يک کلماتي رو خيلي سريع گذشتم اما اهل فن گرفته بودند. بعداً با من تماس مي‌گرفتند اس ام اس مي‌دادند، اينجوري.

دقيقه‌ي 5 تا 10

يکي ديگه از بحث‌هايي که مطرح مي‌شه براي اين ماجرا اين ديگه بحث اين نيستش که بگيم رابطه دوستانه بوده بينشون، نخير! اين از يک جهت ديگه است، باز هم زدن فاطميه است. يعني مي‌خوام بگم اصلاً شما شبهاتي که وجود داره مبنا بر سر حضرت زهرا(س) است. برخي از تحرکات رسانه‌اي که در کشور خودمون هم صورت گرفت، باز هم شما مي‌ديديد ريشه برمي‌گشت به واقعه‌ي فاطميه. يعني به اين سادگي‌ها ازش نگذريد.

خب همه مي‌دانند که غضب حضرت زهرا(س) مساوي با غضب حضرت رسول(ص) و غضب حضرت رسول(ص) مساوي با غضب خدا. رضايت حضرت زهرا(س) رضايت حضرت رسول(ص)، رضايت حضرت رسول(ص) رضايت خدا و در روايت‌هاي ديگه حضرت رسول(ص) رو هم مي‌گه. « Aبا B در ارتباطه B با C در ارتباطه پس A با C ارتباط داره»؛ مي‌گيم توي رياضي. حتي حضرت رسول(ص) رو هم قيد نکردند، گفتند: «خدا با رضايت توي فاطمه راضي مي‌شود با غضب تو غضب مي‌کند.» يعني چي؟ يعني خدا معيارش حضرت زهراست.

اين رو شيعه و سني نقل کردند در صحيح‌ترين سندها اومده. يعني به هيچ وجه نمي‌شه خدشه برش وارد کرد، به هيچ وجه! در صِحاح آمده، در مستدرک‌ها آمده. هيچ جوري نمي‌شه اين رو ماست‌مالش کرد. ببين يک موقعي هست خدا که نمياد قوانينش رو بچرخونه دقت کنيد، ببينيد يک موقع است من يک کار غلطي بکنم که اين کار اشتباهه اما چون من با رضايت اين کار رو انجام دادم خدا بياد اين داستان رو عوض بکنه، نه اين نشدنيه. خدا پارتي‌بازي واسه هيچ کي نمي‌کنه. عدالت عيناً اجرا مي‌شه. بحث سرِ چيه؟ بحث سر اينه که او مقام ويژه‌اي دارد. يعني خواستِ اون عين خواستِ کيه؟ خداست. يعني فعل اشتباه اصلاً انجام نمي‌دن.

آقا امام زمان(عج) يک روايت داره ايشون مي‌فرمايد که: «دل ما ظرف مشيت الهي است. وقتي او مي‌خواد ما هم مي‌خواهيم.» مثل يک سيمي که... (حالا بلاتشبيه مثاله ديگه در مَثل مناقشه نکنيم)، يک سيمي که جريان الکتريسيته درش جاري مي‌شه. ظرف و مظروف يکي مي‌شه. مي‌گه: «تشنه‌ام يک ليوان بهم بده.» خب آدم ليوان مي‌خوره؟ شيشه مي‌خوره؟ نه! يا مي‌گه: «پنجره شکست.» پنجره که نمي‌شکنه. شيشه‌ي پنجره مي‌شکنه. ظرف و مظروف رو بعضي وقت‌ها مردم يکي مي‌گيرند ديگه. طبيعي هم هست. مي‌گه: «ما اصلاً خِير خِيره.»

خدا هم در قرآن فرمود، گفت: «امام‌ها ويژگي‌شون اينه: «أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» (انبياء/73). اين رو بارها گفتيم. جا داره تکرار بشه. اين‌ها از آياتي است که به امامت در قرآن اشاره مي‌کنه. مي‌گه: «امام‌هايي که «يَهْدُونَ»؛ (انبياء/73)؛ «هدايت مي‌کنند» «بِأَمْرِنَا» (انبياء/73)؛ «به امر ما» «وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» (انبياء/73)؛ «فعل خير رو بر اون‌ها وحي کرديم.» نمي‌گه: «وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ اِفِعْلَ الْخَيْرَاتِ»؛ «بر اون‌ها وحي کرديم کار خير بکنيد!» مي‌گه: «کلاً کار خير رو به اون‌ها چي کار کرديم؟ وحي کرديم.» هر کاري مي‌کنند خِيره. مي‌شينند خيره. پا مي‌شن خيره. قيامشون خيره، قعودشون خيره. تو وقتي سلام مي‌دي به امام‌ زمان(عج) چطور سلام مي‌دي؟ وقتي نشستي، وقتي پا شدي، وقتي در رکوعي، وقتي در قنوتي، هان؟ اين‌ها آيه‌ي قرآنه ديگه. فعل مضارع هم استفاده مي‌کنه ها! «أَئِمَّةً يَهْدُونَ» (انبياء/73) «يَهْدُونَ» (انبياء/73) فعل مضارع در ادبيات عرب يعني: استمرار. نه که مال گذشته بوده. «هميشه امام‌هايي هستند که هدايت مي‌کنند به امر ما.»

مقام امامت هم بالاتر از پيامبري است در اين آيه قرآن. چندين آيه داريم که اين رو کاملاً اشاره مي‌کنه. آقا رسول الله(ص) هم امام شد. امام الرحمه، دعاي توسل مي‌گه. بعد امت اسلامي مشکلشون سر همين بود که امامت رسول الله(ص) رو چي؟ نفهميدند. گفتند: «آقا رسول الله(ص) يک پستچيه! خبرش رو آورد تموم شد ديگه. خبرش دستمونه «حَسبُنا کِتابَ الله». نيازي ديگه به حرف‌هاي خودش نيست.» يعني همه چي همين جاست. پيامبر(ص) فرمايشي مي‌فرمود، حرفي مي‌زد، مي‌گفتند: «اين حرف مال خودته يا وحيه؟ اگه وحيه که هيچ چي، اگه مال خودته ما هم حرف داريم.» بعضي روايات در منابع اهل سنت آمده: پيامبر(ص) يک حرفي رو زد، خليفه دوم يک حرفي خلاف حرف پيامبر(ص) زد. جبرئيل اومد حرف خليفه دوم رو تأييد کرد. به خدا! اين‌ها با سند صحيح آمده ها! خب آدم چي بگه؟

يکي از اين بحث‌ها که من امشب مي‌خوام درباره‌اش صحبت کنم و بسيار مهمه اول من يک چند تا حديث براتون بگم. حاکم نيشابوري که اين آقايون مي‌گن که اگه چيزي در کتاب ذَهَبي نقل کرد و حاکم نيشابوري نقل کرد مي‌گه که کَانَّه صحيحين - در واقع صحيح بخاري و صحيح مسلم- هم آوردند. چون اين مستدرک نوشت براي اون دوتا ديگه. جلد 3، صفحه 153: «إِنَّ اللَّهَ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضَى لِرِضَائِك‏»؛

دقيقه‌ي 10 تا 15

«اي فاطمه! خدا با غضب تو غضبناک مي‌شه با رضايت تو هم راضي مي‌شه». مبنا تويي. خيلي عجيبه ها! مبنا تويي زهرا! خدا چندين بار پيش اومده که قبلا هم يک زن رو مبنا قرار داد تا دهن‌ها رو ببنده. همه منتظر بودن ماشياح بن ديويد (مسيح‌بن داوود) از يک مردي به اسم داوود به دنيا بياد. از نسل داوود بود ظاهراً! حالا اينطور سر اين‌ها بحثه. اما چي؟ از يک زن به دنيا اومد. از حضرت مريم(س). اصلاً سوره مريم اون آياتي که داره داستان تعريف مي‌کنه غيرمستقيم (عزيز دل من!) داره ماجري حضرت زهرا(س) رو نقل مي‌کنه. خيلي عجيبه! يحياي اون داستان حضرت امام حسين(ع)، زکرياش آقا رسول الله(ص)، حضرت مريمش حضرت زهرا(س) است و مسيحش مهدي(عج) است. چقدر جالب! مسيح مي‌گه: «من در مورد مادرم سفارش مي‌کنم ها! من سفارش شده‌ام ها!» و حضرت زهرا(س) هم بين در و ديوار «ولدي مهدي» صدا کرد. اولين جايي که آقا صاحب الزمان(عج) ازش درخواست ياري شده بين در و ديوار بوده. اين نکته دَرِشه! چون خداوند متعال فرمود: «آن منجي بزرگ از شجره‌ي مبارکه‌ي ابراهيم «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ» (نور/35)؛ «با مهدي من همه رو ديگه هدايت مي‌کنم.» يک هدايت عام روي زمين رو مي‌گيره، امامت بر روي زمين مستقر خواهد شد «وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (توبه/32) «وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (صف/9، توبه/33) اين اتفاق خواهد افتاد. همه جا رو خير مي‌گيره. براي چي از شجره‌ي ابراهيمه و ابراهيم شجره‌اش از طريق شاخه حضرت زهرا(س) است. از طريق يک زنه و اومدند شاخه رو بزنند «يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ» (توبه/32) اومدند شاخه رو بزنند. خدا گفت: «من حفظ مي‌کنم.» اينجا دقيقاً بايد حضرت زهرا(س) نام صاحب الزمان(عج) رو ببرد، بايد ببرد! صلواتي عنايت بفرماييد. معيار مي‌شود و حجت تمام مي‌کند.

اين رو بارها گفتم؛ 2 تا شخص ما داريم که حجت تمام کردند. تمام! هيچ چي ديگه نموند. يکي بي‌بي حضرت زهرا(س) دوم امام حسين(ع). يعني حجت تموم شد. ديگه هيچ بهانه‌اي ديگه نموند. نه! به خاطر حکومت بود نه! به خاطر فلان. نه بايد خوني ريخته مي‌شد تا حرف به کرسي بشينه. شهيد آويني مي‌گفت ديگه: «من تا خونم نريزه اين‌ها همين داستان رو با من دارند. من بايد خون بدم تا اثبات کنم والله بالله جيب واسه خودم ندوختم. بايد خون بدم.» يک جايي بايد خون بدي که تا اثبات کني برحقي. چون ذات اين دنيا خواست نفسانياته. لذات دنيوي است. بايد يه جا خون بدي تا ثابت کني نه همينه. «ديديد؟ همه براي دنيا اومدند من دنيا رو بخشيدم مال شما. مال خودتون!» بايد خوني ظاهراً ريخته بشه.

و در واقعه عاشورا هم در تمام حوادثي که اتفاق افتاد اوني که باز حجت رو تمام کرد، واقعه‌اي است که حضرت علي اصغر(ع). چون تمام کرد ديگه! يعني هيچ چي نموند. الآن هم هجوم روي حضرت علي اصغره(ع). هجمه توي عاشورا شبکه‌هاي وهابي فقط علي اصغر رو مي‌زنند. چون هيچ پاسخي وجود نداره. مي‌گه: «عباس آمد.» مي‌گي: «خب يک مرد بزرگي بود، سن و سالي داشت اومده جنگ انتظار داري خب چيکار کنيم؟ علي اکبر اومد چيکار کنيم؟» بچه 6 ماهه رو چرا زديد؟ هيچ پاسخي وجود نداره جز اينکه اثبات کنه طرف مقابل وحوش بودند. بويي از اسلام نبرده بودند و بترسونه ما رو که ممکنه زماني پيش بياد افرادي نماز بخونند و در ذات، جزء وحوش باشند. و چه زيبا فرمود: «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» (تکوير/5)؛ «روزي بشه که اين وحشي‌ها که محشور بشن؛ سؤال مي‌شه.» چي مي‌پرسي؟ «بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» (تکوير/9) «به کدامين گناه کشته شد آن زن؟» ها؟ فعل مفردِ مونث! قُتِلَت! نه قُتِلنَ. «بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» (تکوير/9) «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» (تکوير/5)؛ «اين وحشي‌ها وقتي محشور بشن ازشون مي‌پرسيم.» سؤال اينه! در روز حشر هم باز مبنا حضرت زهرا(س) است. شفاعت با ايشونه. يعني اولين کسي که پيش مياد اوئه. «اَينَ فاطميون؟» مي‌گن عزيزم!

دقيقه‌ي 15 تا 20

«اَينَ فاطميون؟» اين‌ها نکته درشه. ادعا هم نمي‌شه کرد الکي. چون حجت رو تمام کرده. خدا راضي مي‌شود با رضاي تو و غضب مي‌کند با غضب تو.

اطلاعات بخش
فایل ویدئو : دانلود فایل صوتی : دانلود
تعداد بازدید : 16 شماره بخش : 1
آیات قرآنی : نساء (54) انبياء (73) نور (35) توبه (32) توبه (33) تکوير (5) تکوير (9) صف (9)
بخش ها

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/13
مکان : تهران

نشانه ها و درمان نفاق

زمان : 1394/01/06
مکان : تهران، حسينيه جواهري

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/11
مکان : تهران

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/12
مکان : تهران