s
عنوان بخش : تأکيد بر وحدت و عقلانيت در مباحث ديني
کلمات کلیدی :

دقيقه‌ي 0 تا 5

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطِمَة وَ اَبيها وَ بَعْلِها وَ بَنيها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِين بِوِلاَيَةِ مولانا أَمِيرالْمُؤْمِنِين وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيهم السَّلاَمُ.

1- شکر مي‌کنيم خداوند متعال رو که ما رو از پيروان رسول گرامي ‌اسلام(ص) اشرف مخلوقات محمد مصطفي(ص) قرار داد. و ما متمسک به کتاب الله و عترت او. ان‌شاءالله که در صراط مستقيم طي طريق بکنيم. ما اين 4 شبي که بنده در خدمت شما هستم ما از جلسه 5 شب، در 4 شبي که حالا بنده در خدمت شما هستم سخنراني حقير دو بخش داره، بخش اولش من يکي از شبهات رايجي که وجود داره در حالا، بحث حالا فاطميه و علي‌الخصوص فاطميه حالا، شبهاتي در مورد اهل بيت(ع) پاسخ مي‌دم و بخش دومش صحبت‌هاي ديگري دارم درباره خود مقام حضرت زهرا(سلام الله عليها).

فلذا اين... عنايت داشته باشيد ديگه حالا. بخش اول پس سَلبيه، بخش دوم ايجابي است، البته هر دو تا بايد کنار هم باشه ديگه در واقع. شب اول رو هم اختصاص داديم به يکي از اين بحث‌ها و شبهاتي که اين‌ها خيلي مطرح مي‌کنن و اون هم اينه که براي نفي فاطميه... يعني به عنوان يه مثال نقض که مي‌خوان بيارن و حق هم دارن مي‌بينيد، اصلا اين طور نگاه نکين که الآن ما بگيم چي؟ الآن اين از رو سر کينه توزي و پدر سوختگي داره اين شبهه رو.... نه اصلا هر کسي براي شما شبهه طرح کرد آورد خب؟ شما به اين ديد نگاه کنين که الحمدلله اون مي‌خواد چي باشه؟ شما رو هدايت کنه. من بارها توي سخنراني‌هام گفتم، گفتم والله من دست حتي همين وهابي رو هم مي‌بوسم، اگر واقعا الآن نگران اينند که من جهنمي ‌نشم. بگن: «تو مشرکي! مي‌ري جهنم! مي‌سوزي!» مي‌خواد بياد من رو چي کار کنه؟ هدايت کنه همين. دست تو رو هم مي‌بوسم. خدا پدرت رو بيامرزه من رو مي‌خواي هدايتم کني. نگراني از اين جهت؟ تو هم به صحبت‌هاي من همين جوري گوش کن! به اون مي‌گم ‌ها! مي‌گم تو هم بگو: «برعکس اگر شما حب کسي رو داشته باشين که او غاصب خلافت بوده باشه، خب شما خيلي اوضاعت خرابه». «اگر بدون بيعت در حالي بميري که بيعت امام زماني بر گردنت نباشه خب اين‌ها خيلي اوضاعت خرابه». «اگر امام زمان نشناسي از دنيا بري خيلي اوضاعت خرابه». «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً». در کتب صحيح اهل سنت آمده. در صحيح مسلم آمده. حالا صحبت خواهم کرد در مورد اين. پس تو هم اين جور نگاه کن.

فلذا فضا بايد فضاي حسن تفاهم باشه. بالاخره يه جاهايي بايد فرار کرد از اين فضايي که وجود داره و بحث دين و مذهب ارثيه. حالا ننه باباش شيعه‌اند شده شيعه، سني‌اند مي‌شه چي؟ سني. مسيحي باشن مسيحي، يهودي هم همينه. غير اينه آقا؟ حقيقته. يه اندکي‌اند که مي‌رن تحقيق مي‌کنن و تغيير مي‌دن. ما هم باکي نداريم. برعکس من توي دانشگاه‌هاي خودمون بارها گفتم. گفتم آقا به دين ننه باباتون نگاه نکين. بريد چي کار کنيد؟ تحقيق کنيد. خب توي جامعه‌ي ما اکثريت دانشجويي که داره حرف من رو گوش مي‌ده شيعه‌اند يا سني‌اند؟ شيعه‌اند.

خب اگه حرف من خطر داشته باشه اول براي کي داره؟ براي شيعه. نه خطر نمي‌بينيم اين رو ما اصلا. يه فرصته! فلذا اگر شبهه‌اي هم مطرح مي‌شه اصلا نبايد آدم جلز و ولز کنه. حرفش رو بزنه. يکي از اين شبهات بحث اينه که در نفي... خب بالاخره ببينيد، يه اتفاقي در تاريخ افتاده. عده‌اي از صحابه پيامبر(ص) اهانت کردن و الآن از اهانت شما بگير (که اهانت قطعيه)، تا شهادت ديگه. خب ما هم مي‌تونيم اثبات کنيم. که آقا يگانه دختر رسول الله(ص) و معني واقعي اهل بيت(ع) و عترتش رو به شهادت رسوندن. خب حالا، اگر يه همچين چيزي اثبات بشه، خب خيلي چيزها فرق مي‌کنه. اون برادر اهل سنتمون هم با خودش مي‌گه شما بگيد آقا يک نفر مثلا قاتل حضرت زهرا(س) باشه و فلان اينجور چيزها، چه جوري مي‌گن؟ قطعا جهنميه. چون مباني دينيشه. مباني دينشه. «خدا با رضايت توي فاطمه راضي مي‌شه با غضب توي فاطمه غضب مي‌کنه» يعني چي؟ خب اگه حضرت زهرا(س) يه نفر رو غضب کرد يعني چي؟ منتها بحث سر چيه؟ بحث سر اينه که مي‌گه براي من اثبات نشده است که اين‌ها اين کار رو کردن.

دقيقه‌ي 5 تا 10

من 3 شب مشهد سخنراني کردم، موضوعش هم بصيرت فاطمي ‌بود. خيلي‌ها هم شيعه شدن. بعضي‌ها حتي اين دفتر ما اومدن. اين بچه‌هاي دفتر هم اينجا هستن. باهاشون حتي رفت و آمد دارن. خب ما اونجا اسناد هجوم به خانه وحي رو عنوان جلسه بود مطرح کردم. توي سه جلسه شايد 112 صفحه من فقط مطلب خوندم. حالا ديگه من يه جايي که وقت مي‌گذشت ديگه مثلا يه خط و نيم سند بود، چاپخونه اين‌هاش رو ديگه نمي‌گفتم. مي‌گفتم فلان. چون کتاب رو وقتي مي‌گي بايد بگي کدوم چاپخونه ديگه، مثلا کدوم انتشارات؟ چه سالي؟ [اگه يه صفحه] يه بسم الله الرحمن الرحيم بود بعد از بسم الله يه صفحه سفيد اضافه بذاره صفحه‌ها جا به جا مي‌شه ديگه. داستان سر اينه. خب ما مياييم بحثمون رو انجام مي‌ديم. اما اين به اين معني نيستش که عزيزم ما بيايم مثلا چشم‌هامون رو ببنديم، دهنمون رو باز کنيم و جيغ بنفش بکشيم و الآن بياييم کاري رو بکنيم که مورد نظر کيه؟ دشمن.

معاويه نامه‌اي نوشت به اميرالمؤمنين(ع). توي اون نامه نوشت توي جنگ... اين رو به شما بگم ‌ها! درصد بالايي بهتون بگم! از سپاه اميرالمؤمنين(ع) در جمل و صفين و نهروان رو کساني تشکيل مي‌دادند که خليفتين و شيخين رو قبول داشتند. تعداد زيادي بودند. يعني خليفه اول و دوم رو قبول داشتند منتها مي‌گفتند نه، بين عثمان و علي(ع) کي رو انتخاب مي‌کنيم؟ علي(ع) را. به اين‌ها مي‌گفتند علوي و شيعه. خيلي جالبه ‌ها! اصلا معني شيعه اون موقع يه چيز ديگه بوده. اون‌هايي که عثمان رو قبول داشتند حضرت علي(ع) رو قبول نداشتند بهشون مي‌گفتند «عثماني»، مثل زهير. زهير عثماني بوده اباعبدالله باهاش 10 دقيقه صحبت کرد شبهاتش رو برطرف کرد. يه جوري عاشق اباعبدالله شد که زنش رو طلاق داد گفت: «برو خونه بابات». حرّ عثماني بود. اصلا ماجراي کربلا در پاسخ به ماجراي عثمانه. مي‌گفتند: «يَومُ الْحُسَيْن يَوْمُ العُثْمَان». «آب بستيد. آب مي‌بنديم». اين‌ها بايد درست تبيين بشه. اون‌هايي که شيخين رو قبول نداشتند و عثمان رو هم قبول نداشتند و فقط حضرت علي(ع) رو قبول داشتند به اين‌ها مي‌گفتند «رافضي»! تعدادشون هم خيلي کم بود. تعدادشون هم اون موقع چي؟ خيلي کم بود.

معاويه يه نامه نوشت به اميرالمؤمنين(ع). خوب دقت کنين! اصلا داستان ماست خدا شاهده. اگر يه نفر مي‌خواد کلاه سر خودش بذاره من با اون حرفي ندارم والله، به درک بذار همين طور توي آتيش خودش بسوزه. کسي که خودش رو به خواب زده رو که نمي‌توني بيدارش کني. خواب باشه بيدار مي‌شه. زهير خواب بود بيدار شد. اما اون‌وَري‌ها توي سپاه يزيد، يه افرادي بودن توي سپاه عمر سعد وقتي حضرت مي‌خواست صحبت کنه چي کار مي‌کردن؟ آهان، سر و صدا مي‌کردن. يعني من اصلا نمي‌خوام حرف بشنوم. خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد: «بشارت بده به اون بندگان من. کي؟ «يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر/18) و تبيعت مي‌کنند از بهترينش». آدم از گوش دادن که ضرر نمي‌کنه. اين‌ها مي‌گفتن: «آقا کل بکشيد، هلهله کنيد صداي حسين نياد».

آقا رسول الله(ص) صحبت مي‌کرد آيه قرآن مي‌خوند دور خونه کعبه. چي کار مي‌کردن اعراب جاهلي؟ پنبه مي‌کردن توي گوششون، انگشتشون رو مي‌کردن توي گوششون، عباشون رو مي‌انداختن روي کله‌شون مي‌گفتن: «بريد اين سحره». يعني چي؟ تو حرف رو گوش کن. عقلانيت اصلا... معجزه دين ما اصلا عقلانيته. پيامبرمون معجزاتي شبيه معجزات پيامبران ديگه هم داشته ‌ها! ثبت شده توي تاريخ. درختي رو نصف کرد. نيمش بلند شد راه رفت. رفت اون طرف بعد گفتن: «اين طرفي رو بچسبون به اون»، چسبوندش. دوباره ميوه بده، ميوه داد. شق‌القمر کرد، ماه رو نصف کرد دوباره چسبوند. هيچ کدوم اين‌ها رو (دقت بکنيد) علماي ما براي اثبات اسلام نقل؟ [نکردن] چون قابليت اثبات نداره. مي‌دونين يعني چي؟ يعني الآن شما به يه مسيحي مي‌گي: «چرا مي‌گين مسيح بر حقه؟» مي‌گه: «خب روي آب راه رفت. پيغمبر بود». مي‌گي: «خب برو بردار بيار روي آب راه بره جلوي ما تا ببينيم. من که نديدم مسيح رو. اون کتاب‌ها رو هم خودتون نوشتين». غير اينه آقا؟ حضرت موسي رو چه جوري اثبات کنيم بر حقه؟ اگه من يه يهودي باشم؟ مي‌گم عصا، اژدها کرد. مي‌گه بردار بيار يه عصا اژدها کنه ببينيم. يا اگه فيلمي ‌چيزي ضبط کردي براي ما پخش کن. غير اينه؟

اما براي همين علماي ما در دفاع از اسلام اصلا به اين چيزها رجوع نمي‌کنن. به عقل رجوع مي‌کنن. اصلا ما افتخارمون اينه که اين بشر بزرگ شد. سنش زياد شد. ديگه وقت درس خوندنش رسيد. قبل اين دقت بکنيد اين معجزات، معجزات شبه کارتونيه. بهت ميارن. نه که، اشتباه نکنين يه وقت فکر کنيد يعني بي‌ارزشن! نه! مطلقا. در ظهور هم ما معجزات خواهيم داشت. حتي از همين دست. منتها بشر بزرگ شد و اولين کلامي ‌که ارتباط برقرار مي‌کنه با رسول الله(ص) «اقْرَأْ» (علق/1) [هست] «بخوان!» اولين سوره‌اي که بر پيامبر(ص) نازل مي‌شه چيه؟ علقه. دومين سوره چيه؟ قلمه. چقدر جالب! اولين سوره‌هايي که بر پيامبر(ص) نازل شد

دقيقه‌ي 10 تا 15

حرف علمي‌ داره مي‌زنه. به حرف علمي‌ گوش مي‌کنيم ما.

اطلاعات بخش
فایل ویدئو : دانلود فایل صوتی : دانلود
تعداد بازدید : 12 شماره بخش : 1
آیات قرآنی : زمر (18) علق (1)
بخش ها

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/13
مکان : تهران

نشانه ها و درمان نفاق

زمان : 1394/01/06
مکان : تهران، حسينيه جواهري

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/11
مکان : تهران

شبهات مربوط به شهادت حضرت زهرا(س)

زمان : 1393/01/12
مکان : تهران